جک (سری دهم)
20 تا جک جدید (سری دهم)
181- یکی ميميره ميره اون دنيا. ميگن چي شد مردي؟ ميگه داشتم شير مي خوردم. ميگن از شيرخوردن كه كسي نميميره . ميگه اخه گاوه يهو نشست!!!!!
182- اگه دلتنگ باشی کسی نمی فهمه ... اگه عاشق باشی هیچ کس نمی فهمه.... اگه درد داشته باشی هیچ کس نمی فهمه... ولی کافیه فقط یه دفعه بگوزی تا همه بفهمن
183- یارو ميره شكار خرگوش، صداي هويج در مياره!
185- یکی رو ميكنن رئيس صدا و سيما، بعد از دو روز بر كنارش ميكنن. رفيقاش ازش ميپرسند: چي شد؟ ميگه: هيچي فقط وسط اذون آگهي پخش كرديم!!!
186- به یکی ميگن: اگه يک کاميون طلا بهت بدن چيكار ميکني؟ ميگه: 2500 ميگيريم خالي ميکنيم!!
187- یکی رو داشتن ميبردن اتاق عمل، ازش ميپرسن: همراه داري؟ ميگه: آره، خاموشش كردم!!!
188- یارو زنشو می کشه ... ميره مرحله بعد !!!
189- یارو يك سكه ميندازه هوا، شير مياد، فرار ميكنه!!
190- یارو ميافته تو دره، Game Over ميشه!!
191- یکی ميخوره زمين ... هوا ميره، نميدوني تا كجا ميره!!!!!!!
192- یارو کچله به رحمت خدا يك دونه مو هم تو كلش نبوده. يك روز ميره سلموني، ملت همه پوزخند ميزنن، ميگه: چيه؟ اومدم آب بخورم!!!
193- از یه منگول میپرسن : پيامبر كي به رسالت رسيد ؟
مي گه : نمي دونم من سيدخندان پياده شدم !!!
194- از یکی می پرسن: می دونی پل رو برای چی می سازند؟
می گه: برای اينکه کشتيها از زيرش رد بشن !!!
195- تلويزيون داشته گل خداداد عزيزي رو به استراليا نشون ميداده، یکی هم تماشا ميكرده. دو سه بار كه صحنه آهسته گل رو نشون ميدن، طرف شاكي ميشه، ميگه: حالا اونقدر نشون بده تا یه دفعه اون دروازه بان بگيردش!!!
196- طرف ميره راهپيمايي، ميبينه شلوغه برميگرده!!!
197- یارو ميره كله پاچه فروشي، صاحب مفازه بهش ميگه: قربون چشم بگذارم؟ ميگه: نه آقا! حداقل صبر كن من برم قايم شم!!
198- طرف با كُت و زير شلواري تو خونشون نشسته بوده. ازش ميپرسند: واسه چي تو خونه كت پوشيدي؟ ميگه: آخه شايد مهمون بياد! ميپرسن: پس چرا ديگه زير شلواري پوشيدي؟! ميگه: خوب شايد هم نياد!!!
199- یکی ميخواسته بره بهشت زهرا، گل گيرش نمياد كمپوت ميبره!!!
200- طرف ميره تو يخچال در رو روی خودش ميبنده! بهش ميگن چيكار ميكني مرد مؤمن؟ ميگه: ميخوام ببينم اين چراغش واقعاٌ خاموش ميشه يا نه؟!!
اگر از جک ها خوشت اومد نظر یادت نره!

سلام